السلمي

16

مجموعة آثار السلمي

روايت از آن در دست داريم ، « 51 » مىكوشد تا در پس پردهء نازك عشقى كه يكى از حوريان با سرود اظهار مىكند ، شهد لذّاتى را كه عشق الهى به روح ارزانى مىدارد بچشاند ؛ در اين تمثيل ، اشعار رابعه وهمچنين اين سخن آمده است كه « بنوش شراب محبتش را چندانكه ترا از محبت به أو سرمست سازد » واين سخن را ترمذى تفسير كرده است . « 52 » ذو النّون در داستانهايى كه بي گمان رمزىاند نوجوانانى را در پايان سفر حج نشان مىدهد كه ، مدهوش پرستش خداوند ، خود را از پرده‌هاى كعبه حلق آويز مىكنند يا به زمزمه‌هاى عاشقانه‌اى كه از كعبه برمىآيد گوش فرا مىدهند . « 53 » اين دو نمونه از التهاب عاطفى خطرناك ذو النّون وشيفتگى أو نسبت به وجد عرفانى ، به خاطر نفس وجد ، حكايت مىكند . « 54 » در موارد نادرى ، ذو النّون مصرى اين سبك پر پيچ وتاب وفاخر را رها مىكند و ، در جمله‌اى كوتاه ، مستقيم سخن مىگويد . مثلا در اين عبارات : « در آرزوى ديدار تو بودم وچون ترا ديدم ، شادى بر من چيره شد ونتوانستم از گريستن خوددارى كنم » ، « 55 » « تنها آن كه راه را به پايان نبرده است باز مىگردد : از آنان كه به وصل رسيده‌اند كسى باز نگشته است » . « 56 » ليكن وى ، مانند خلف خود كيلانى ، كه مشابهت زيادى با أو دارد ، صحنه‌هايى تمثيلى مىپردازد كه تنوّع هنرمندانه‌اى دارند ، مثلا : لذّت سماع در بهشت : « 57 » « قرأت في التوراة انّ الأبرار الّذين يؤمنون والّذين في سبيل خالقهم يمشون وعلى طاعته يقبضون أولئك إلى وجه الجبّار ينظرون ، فغاية أمل الآمل المحبّ الصادق النظر إلى وجه اللّه الكريم ، ينعمهم في مجلسهم بشيء أكبر عندهم من النّظر إلى وجهه . وبلغني انّه ينعمهم بعد النّظر

--> ( 51 ) سرّاج ، مصارع ، 180 - 181 ؛ ابن عربى ، محاضرة الاسرار ومساهرة الأخيار ، ج 2 ، 69 . ( 52 ) ختم الأولياء ، سؤال 118 . ( 53 ) نگاه كنيد به داستانهاى صالح مرّى وابن عيينة ( ابن عربى ، اثر ياد شده ، ج 2 ، 304 ، 279 ) . ( 54 ) حلّاج اين هر دو را بي پرده انتقاد كرده است ( 278 ، 624 - 623 . Passionp ) . ( 55 ) عبد الرّحمن بن أحمد ، رساله في التّصوف ، نسخهء خطى نعسان حماه ؛ آغاز اين نسخه افتاده است . بسنجيد با سخن أو در بارهء اتّحاد با خدا بي واسطهء پيامبر ( سرّاج ، لمع ، 104 ) . ( 56 ) سهروردى ، عوارف ، ج 4 ، ص 291 . ( 57 ) محاسبى ( در محبّة ) آن را در زمان حيات أو نشر كرده است ؛ به نقل از حسين بن أحمد شامي . [ متن عربى از حلية الأولياء ، ج 10 ص 82 وبعد نقل شده است كه با اين سند آغاز مىشود : « قال : وحدثني الحسين بن أحمد شامي قال سمعت ذا النّون المصري يقول . . . » . - مترجم ]